ديجيتال ماركتينگ

فهرست مطالب
فرض كنيد صاحب يك خانه كلنگي هستيد كه روزي جزو بهترين خانه‌هاي شهر بود؛ اما خب زمان زيادي از ساخت آن گذشته و اينقدر قديمي شده كه حتماً بايد آن را بازسازي كنيد، وگرنه روي سرتان خراب مي‌شود! اصلاً برفرض محكم باشد و هنوز بشود در آن زندگي كرد؛ با برج‌هاي زيباي اطراف چه مي‌كنيد؟ دور و برتان همه ساختمان‌هاي آنچناني و زيبا ساخته شده كه ديگر اين خانه توي ذوق مي‌زند و اصلاً خريدار ندارد!

ريبرندينگحالا شما دو راه داريد:

يا خانه را بكوبيد و از اول، مدرن‌تر و با طراحي‌هاي ‌به‌روز بسازيد! يا اگر عاشق خانه قديمي هستيد، حداقل دستي به سر و رويش بكشيد تا ظاهرش چشمگير و زيبا باشد.

اين دقيقاً شرايطي است كه گاهي يك برند با آن مواجه مي‌شود و به‌خاطر تغيير شرايط، يا ماندن در بازار رقابت بايد دست به تغيير بزند!

در اين مقاله درباره ريبرندينگ (Rebranding) مي‌خوانيم. يعني قرار است بفهميم كه ريبرندينگ چيست؟ چرا شركت‌ها ريبرندينگ مي‌كنند؟ و ريبرندينگ چگونه انجام مي‌شود؟ در پايان هم، باهم نگاهي به چند نمونه از ريبرندينگ‌هاي موفق و ناموفق دنيا مي‌اندازيم!

ريبرندينگ به زبان ساده
قبل از تعريف ريبرندينگ، بياييد يك تعريف مشترك از برند - بين خودمان - داشته باشيم بعد به سراغ ريبرندينگ برويم.

برند شامل همه احساسات، ويژگي‌ها و مفاهيمي است كه به يك نام گره خورده ‌است.

لوگو، رنگ، شعار، صدا و طراحي، از متداول‌ترين مواردي است كه در ظاهر ديده مي‌شود؛ اما تمام برند اين نيست. هر نوع ارتباط با مشتري فراتر از معامله، خريد و فروش، حسي كه منتقل مي‌شود، تلاش براي ايفاي مسئوليت اجتماعي در يك حوزۀ خاص و ... هم جزو برند حساب مي‌شوند.

پس يك برند موفق داراي يك تصوير ذهني خوب در ذهن مردم است كه باعث تمايز آن از رقبا مي‌شود؛ حالا اگر يك برند بخواهد اين تصوير را بهتر كند، ريبرندينگ انجام مي‌دهد. بنابراين:

ريبرندينگ به معني بازسازي تصوير برند در ذهن مشتري با هدف بهتر شدن يا جلوگيري از بدتر شدن است. 

پس در يك ريبرندينگ تلاش مي‌كنيم با تغيير عناصر هويت بصري (نام، رنگ، لوگو، طراحي) و پيام‌هايي كه به مخاطب مي‌دهيم (استراتژي برند، ارزش‌ها، ماموريت، چشم‌انداز، هدف، تگ‌لاين) تصويري كه در ذهن مردم ايجاد شده را آنطور كه مي‌خواهيم بازسازي كنيم.

اين كه كسب‌وكارها چطور به اين مرحله مي‌رسند دلايلي دارد كه در بخش بعدي توضيح مي‌دهيم.دليل ريرندينگ

اصلاً چرا كسب‌وكارها ريبرندينگ مي‌كنند؟
در پاسخ به سوال چرا برندها ريبرندينگ مي‌كنند، مي‌توانستيم فهرست بلندبالايي از دلايل بياوريم؛ ولي پشت همه اين دلايل، دو عامل اصلي وجود دارد:

آنطور كه فكر مي‌كرديم پيش نرفت (تغييرات دروني و برندينگ ضعيف در گذشته)
دنيا تغيير مي‌كند (تغييرات بيروني)
اول به اين دو عامل نگاهي بياندازيم.

1. ريبرندينگ به دليل تغييرات دروني يا برندينگ اوليه ضعيف
بيشتر كسب‌وكارها يا استارتاپ‌ها، در شروع كار، آنطور كه بايد و شايد به برندينگ توجه نمي‌كنند. دليل آن هم روشن است؛ چون در مقايسه با كارهاي واجب‌تري مثل پيدا كردن سرمايه‌گذار و رساندن محصول يا خدمات به مشتريان اوليه، كسي وقتش را براي طراحي و انتخاب لوگو يا دقت در استراتژي برند هدر نمي‌دهد.

بله مي‌دانيم كه برندسازي خيلي مهم است و همه چيز بايد عالي جلو رود اما خيلي وقت‌ها در عمل اين اتفاق نمي‌افتد.

آشنايي با انواع آيكون + معرفي ۵ سايت دانلود رايگان آيكونحتما بخوانيد: آشنايي با انواع آيكون + معرفي ۵ سايت دانلود رايگان آيكون
در چنين حالتي امكان دارد كسب‌وكار بزرگتر از چيزي شود كه انتظارش را داشتند، مسيرش تغيير كند، تصوير ذهني مشتريان با آنچه در ابتدا مي‌خواستند متفاوت شود و هر اتفاق ديگري كه در ابتدا به آن فكر نكرده بودند، رخ دهد.

معمولاً هر كسب‌وكاري كه از ابعاد كوچك به متوسط و بزرگ رشد مي‌كند، مجبور به بازآفريني برند مي‌شود.

چندين دليل ديگر مي‌توان فهرست كرد كه به نوعي تغييرات دروني كسب‌وكار هستند. مثل ادغام شدن دو شركت، تغيير محصول يا تغيير مدل بازاريابي و فروش.

2. ريبرندينگ به دليل تغيير شرايط بيروني و رقبا
دنياي اطراف ما هميشه در حال تغيير است و كسب‌وكاري كه خودش را به‌روز نكند محكوم به نابودي است. اينجا با برندهايي كه منشاء ارزش‌هايشان اصالت و قدمت است كاري نداريم. مثل برندهايي كه در تبليغاتشان تأكيد مي‌كنند مثلاً ۱۰۰ سال قبل بنيانگذاري شده‌اند. (براي مثال رولكس از ۱۹۰۵)؛ هرچند همين برندها هم در نهايت مجبور به تغييراتي مي‌‌شوند.

بسياري از شركت‌ها فقط به دليل جذاب‌تر كردن، هم‌سطح شدن با رقبا و هماهنگي با ترندهاي روز دنيا در طراحي و تبليغات، اقدام به ريبرندينگ جزئي (فقط هويت بصري) مي‌كنند.
مثلاً امكانش هست كه شرايط عوض شود و مزيت رقابتي كه شعار كسب‌وكار بر مبناي آن شكل گرفته بود، ديگر يك مزيت رقابتي نباشد. يا اينكه با ورود رقبايي كه حرف جديدي براي گفتن دارند، نياز باشد تغييراتي ايجاد كنيم و سطحمان را بالاتر ببريم.

در دنياي امروزي، برندها هر چقدر هم قوي و با اقتدار باشند، در مرحله‌اي مجبور به پوست‌اندازي مي‌شوند. بدون ريبرندينگ در زمان مناسب، برند يا ضعيف مي‌شود و يا در در حالت‌ ايده‌ال درجا خواهد زد.

تغيير لوگو

برند آزمايش و مقاومت در برابر ريبرندينگ
يك مثال خوب از مقاومت در مقابل ريبرندينگ، برند قديمي آزمايش است. آزمايش يك مجموعه توليد لوازم خانگي با سابقه ۶۰ ساله در ايران است كه برند آن در طول اين سال‌ها تغيير زيادي نكرد.

با ورود رقباي كره‌اي به بازار ايران، برند آزمايش ضعيف و ضعيف‌تر شد و در ركود اقتصادي اخير خبر تعطيلي احتمالي كارخانه منتشر شد. هرچند ضعف مديريتي و مشكلات اقتصادي در كاهش فروش برند آزمايش تاثيرگذار بوده است اما حداقل يك ريبرندينگ درست در اين سال‌ها مي‌توانست به فراموش نشدنش كمك كند.

 

لوگو، هويت بصري و تبليغات برند آزمايش را با اسنوا كه در نهمين سال تأسيس، ريبرندينگ كرد مقايسه كنيد.

 

پس گاهي نمي‌‌شود از ريبرندينگ فرار كرد و بهتر است مديران برند در زمان مناسب _زودتر از اين كه سهم برند از بازار كم شود_ براي بازسازي برند اقدام كنند.

در بخش بعدي مثال‌هايي از ريبرندينگ را همراه با دلايل مرور مي‌كنيم. در اين ميان بعضي ريبرندينگ‌ها شكست مي‌خورند، بعضي‌ها موفق مي‌شوند و بعضي از ريبرندينگ‌ها هم فقط يك فريب تبليغاتي هستند.

چند مثال جالب از ريبرندينگ درست و غلط
خيلي از ريبرندينگ‌هاي اشتباه فقط به خاطر نداشتن دلايل درست شكسته خورده‌اند. يعني دليلي كه براي ريبرندينگ مي‌آوردند كاملاً اشتباه بوده و در نتيجه ريبرندينگ هم به اهداف در نظر گرفته شده نمي‌رسد.

جستجوي معنايي يا Semantic Search چيست و چه اهميتي در سئوي سايت دارد؟حتما بخوانيد: جستجوي معنايي يا Semantic Search چيست و چه اهميتي در سئوي سايت دارد؟
اين مثال‌ها موضوع را روشن‌تر مي‌كنند.

مك‌دونالد
رستوران‌هاي زنجيره‌اي مك‌دونالد از سال ۱۹۴۰ تا الان چندين ريبرندينگ كلي و جزئي را تجربه كرده است. دلايل ريبرندينگ مداوم مك‌دونالد در اين سال‌ها، افتتاح شعبه‌هاي جديد در كشورهاي مختلف، تغيير استراتژي در محصولات عرضه شده و تغيير طيف مشتريان هدف بوده است.

 

طي اين ريبرندينگ‌ها، مك‌دونالد تلاش مي‌كرد بازار خود را گسترش دهد و طيف خانواده‌ها و كودكان را به مشتريان اضافه كند؛ اما آن طرف ماجرا منتقدهايي بودند كه همزمان با گسترش شعبه‌هاي مك‌دونالد در ديگر كشورها، بيشتر آن را به خاطر فروش غذاهاي ناسالم و ارزان نقد مي‌كردند. مك دونالد در مقابل اين انتقادات چه كرد؟

مك‌دونالد مدام استراتژي خود را همراه با ريبرندينگ تغيير مي‌داد. تا جايي كه در سال‌هاي اخير فضاي بازي كودك در بعضي از شعبه‌ها ساخت و به منوي رستوران‌هايش ميوه، سالاد، ماهي و اسموتي اضافه كرد.

مك‌دونالد در همۀ اين ريبرندينگ‌ها به طور كامل موفق نبود، اما با واكنش سريع به بازخوردهاي دريافتي، از بدتر شدن وضعيت جلوگيري مي‌كرد.مك دونالد happy

يك نمونه جالب از اشتباه در ريبرندينگ مك‌دونالد، معرفي شخصيت تبلغياتي عروسكي به نام Happy براي جذب كودكان بود. اين كار مك دونالد به سرعت مورد تمسخر عموم قرار گرفت و همه مي‌گفتند كه اين كاراكتر براي كودكان بيشتر ترسناك است تا جذاب. با اين كه مك‌دونالد اين عروسك را از هويت بصري برندش حذف كرد، اما همين معرفي براي ايجاد سوژه‌هاي اينترنتي كافي بود.

ريبرندينگ بربري (Burberry) با هدف اصلاح بازار هدف
در دهه ۹۰ ميلادي توليدكننده پوشاك معروف انگليسي به نام «بربري» طيفي از محصولات با قيمت پايين‌تر را عرضه كرد كه بيشتر مورد استقبال گروه خاصي از جامعه معروف به چاو (Chav) قرار گرفت. چاو اصطلاحي است كه به جوان‌هاي خياباني طبقه فقير جامعه با خصوصيات شخصيتي خاص در انگليس مي‌گويند.

اين گروه با پوشيدن كلاه، شلوار و پيراهن بربري ارزان باعث كاهش فروش شدند. چون بازار هدف بربري افرادي بودند كه از برندهاي خاص و گران قيمت مي‌خريدند و نمي‌خواستند شبيه جوان‌هاي پر سروصداي خيابان شوند.

بربري بايد كاري مي‌كرد وگرنه مشتريان اصلي خود را از دست مي‌داد. در نهايت مديران برند بربري با تغيير در محصولات، تبليغات هدفمند و به استخدام درآوردن مدل‌هاي جديد اين تصوير را به حاشيه بردند و بعد با تغيير لوگو در سال ۲۰۱۸ توانستند يك ريبرندينگ موفق انجام دهند.

 

ريبرندينگ برند لبنيات چوباني
چوباني يك كارخانه توليد ماست چكيده است كه توسط حمدي اولوكايا كارآفرين ترك‌تبار از سال ۲۰۰۵ در آمريكا شروع به فعاليت كرد. اين شركت در سال ۲۰۱۷ همزمان با سرمايه‌گذاري كلان براي افزايش توليد، يك ريبرندينگ كلي را شروع كرد.

 

تغيير بسته‌بندي‌ها، اسلوگان جديد، شروع پروژه‌هاي مسئوليت اجتماعي، تمركز بر سلامتي و زندگي خوب بخش‌هايي از ريبرندينگ چوباني است.

چوباني در ابتدا فقط يك نوع ماست چكيده توليد مي‌كرد كه مزيت رقابتي آن طعم و كيفيت خوبش بود. رقبا به سرعت وارد بازار شدند و ماست‌هاي مشابه توليد كردند و حتي در بسته‌بندي هم از چوباني تقليد كردند.

چوباني براي نجات خود چه كرد؟

چوباني در مقابل رقبا، طيف محصولاتش را گسترش داد. ماست‌هاي چكيده با طعم ميوه و محصولات ارگانيك را به سبد فروش اضافه كرد. بسته‌بندي‌هايش را از سفيد كامل به بسته‌هايي با ميوه‌هاي رنگي تغيير داد تا در قفسه‌هاي فروشگاهي متمايز از محصولات رقبا كه بسته‌هايي مشابه مدل قبلي توليد مي‌كردند ديده شود.

همزمان با ريبرندينگ، حمدي اولوكايا در برنامه‌هاي تلويزيوني پر بيننده حاضر شد و با تعريف كردن داستان چگونگي مهاجرت و شروع كارش روي خبرهاي سياست ضد مهاجرتي ترامپ موج‌سواري كرد. همه‌چيز با برنامه و حساب شده شكل گرفت تا چوباني بار ديگر، جان تازه‌اي بگيرد و در بازار باقي بماند.

ريبرندينگ دروغين IHOP با هدف جلب توجه
خيلي از برندها فقط براي اين كه نفس تازه‌اي به تبليغات خود دهند ريبرندينگ مي‌كنند. در اين ميان برندهايي هم هستند كه با اهداف شيطنت‌آميز و فقط براي جلب توجه و افزايش آگاهي از برندشان يا معرفي محصولات جديد ريبرندينگ الكي مي‌كنند.

چگونه يك وبلاگ نويس حرفه اي شوم؟حتما بخوانيد: چگونه يك وبلاگ نويس حرفه اي شوم؟
يك نمونه اخير از اين نوع ريبرندينگ رستوران‌هاي مخصوص صبحانه آي‌هاپ (IHOP) است. آي‌هاپ از سال ۱۹۵۸ تا حالا چندين بار ريبرندينگ موفق را پشت سر گذاشته است. اما در سال ۲۰۱۸ به صورت ناگهاني اعلام كرد كه مي‌خواهد نام برند خود را به آي‌هاب (IHOB) تغيير دهد. در همان روز لوگوي شبكه‌هاي اجتماعي و وبسايتش نيز تغيير كرد.

در خبر اين ريبرندينگ گفتند از اين بعد مي‌خواهيم تمركز خود را روي همبرگر بگذاريم و حرف b از برگر به جاي p از پنكيك قرار مي‌گيرد. طرفداران به سرعت شروع به انتقاد از اين كار كردند و از آي‌هاپ خواستند اين كار را نكند.

ريبرندينگ ihopبعد از اينكه كلي سر و صدا ايجاد شد، آي‌هاپ اعلام كرد اين ريبرنديگ واقعي نبود و هدفش معرفي همبرگرهاي جديدش بوده است.

ريبرندينگ تپسي؛ فقط دو مستطيل؟‌
چند روز پيش بود كه تپسي از لوگو و ظاهر جديدش رونمايي كرد. در شبكه‌هاي اجتماعي رسم بر اين است كه وقتي يك شركت مشهور ريبرندينگ مي‌كند، موجي از نظرات راه مي‌افتد كه گاهي تخصصي و گاهي در حد ايراد گرفتن يا تمسخر است. تپسي هم از اين قاعده مستثني نيست.

با بررسي نظرات فهميديم كه كساني كه از لوگو ايراد گرفته بودند، سه نظر زير را داشتند:

بيش از حد ساده است
مفهوم تاكسي اينترنتي را نمي‌رساند
كپي شده است
ريبرندينگ تپسياما تپسي از قبل فكر اينجاها را كرده‌بود و يك كليپ كوتاه براي معرفي لوگو جديدش منتشر كرد و در اين كليپ دقيقاً پاسخ اين ايرادها را داد.

آن‌ها گفتند كه رنگ لوگو بخاطر رنگ تاكسي‌هاي نارنجي قديمي با حس نوستالژي است. مستطيل‌ها خطوط خيابان هستند كه حركت و حرف «ت» را در نام تپسي تداعي مي‌كنند. در واكنش به كپي بودن لوگو هم با جواب «ولي گلومون پيش اين لوگو گير كرده بود» از آن گذشتند.

همزمان با لوگو، بخش‌هاي ديگر هويت بصري تپسي شامل رابط كاربري اپليكيشن، طراحي وبسايت، تايپوگرافي، پالت رنگ، آيكون و تصويرسازي‌ها هم تغيير داده شد.

آنچه ما به عنوان افرادي كه بيرون از شركت تپسي از اين ريبرندينگ فهميديم، فقط يك ريبرندينگ بصري نبود. در واقع بهتر است بگوييم هميشه ريبرندينگ بصري، ريشه در تغييرات دروني دارد.  اما اين تغييرات هميشه آشكار نيست. در اغلب موارد بريف (Creative brief) برند منتشر نمي‌شود. يكي از دلايل قضاوت‌ سريع مشتريان همين بي‌اطلاعي از مواردي مثل بازار هدف جديد، استراتژي جديد، دموگرافيك كاربران فعلي و ... است.

از ريبرندينگ تپسي مي‌توان نتيجه گرفت اين برند در حال يك بازآفريني است؛ تحولي كه به مرور زمان خودش را در خدمات، محتوا، تبليغات و حس و حالي كه مشتريان از برند مي‌گيرند نشان خواهد داد.

با نگاهي به توضيحات بازآفريني برند تپسي و با كنار زدن واژه‌ها اين موارد ديده مي‌شود:

تاكيد بيشتر به مفاهيم كلي مثل حركت. احتمالاً به دليل گسترش بازار به فراتر از خدمات تاكسي
تلاش براي كسب قدرت و برتري در مقابل رقيب اصلي يعني اسنپ با جذب مشتريان رقيب و نمايش بهتر بودن
ريبرندينگ اسنپ
ريبرندينگ اسنپ يك تحول كامل بود. در اين ريبرندينگ، برند زيرمجموعه‌هاي اسنپ و خدمات آنها همه در زير نام اسنپ قرار گرفت و هويت بصري تمام برندهاي كوچك به يك نام يعني اسنپ تبديل شد. يعني اپليكيشني كه قبل از اين فقط براي تاكسي استفاده مي‌شد تبديل به يك سوپراپ با حدود ۱۵ سرويس شد.

شايد خيلي‌ها از لوگو و رنگ‌هاي جديد ايراد بگيرند اما يكپارچه شدن تمام سرويس‌ها حتماً به يك ريبرندينگ نياز داشت.

ريبرندينگ اسنپ

يك ريبرندينگ موفق چه مراحلي دارد؟
ريسك بازسازي برند در صورتي كم مي‌شود كه با برنامه انجام شود. چون بازسازي برند مي‌تواند در ابعاد كوچك يعني در حد يك تغيير لوگو باشد يا در ابعاد بزرگ يعني تغيير كل استراتژي برندينگ و بازاريابي! پس نمي‌توان براي همه يك نسخه پيچيد.

۳ دعا براي رونق قطعي كسب و كار شماحتما بخوانيد: ۳ دعا براي رونق قطعي كسب و كار شما
به همين دليل با فرض يك ريبرندينگ كلي مراحل زير را در نظر مي‌گيريم.

۱. هدف و شاخص‌هاي ريبرندينگ را مشخص كنيد
اگر برند فعلي هيچ مشكلي ندارد و شاخص‌هاي اصلي درآمد روند خوبي را نشان مي‌دهند، نيازي به ريبرندينگ نيست. بعضي كسب‌وكارها بدون دليل خاصي ريبرندينگ مي‌كنند و اگر از آن‌ها بپرسيد چرا اين كار را مي‌كنيد، دليل قانع كننده‌اي ندارند. در واقع اگر همان برند قبلي هم بماند، هيچ اتفاقي نمي‌افتد.

دلايلي مثل تغيير مديرعامل و دخالت دادن سليقه‌هاي شخصي، پوشش دادن بحران‌هاي روابط عمومي، ضعف در بخش‌هايي غير از برندينگ و ... از دلايل متداولي هستند كه به غلط منجر به تصميم براي ريبرندينگ مي‌شوند.
فقط در صورتي بازسازي برند موجه است كه دلايل محكمي پشت آن باشد و اگر نه ارزش ريسك و هزينه آن را ندارد. اما اگر دلايل محكمي براي بازسازي برند وجود دارد پس اهداف را مشخص كنيد و براي هدف‌ها شاخص‌هايي تعيين كنيد.

براي مثال؛ اگر فكر مي‌كنيد برند فعلي با محصولات هماهنگ نيست و باعث سردرگمي مي‌شود، نياز به ريبرندينگ داريد؛ هدفتان هم اين است كه آگاهي از برندتان بيشتر شود.

اگر هدف از بازسازي برند فقط يك تازه‌سازي هويت بصري است، حتماً قبل از رونمايي آن را در گروه‌هاي كانوني مطرح كنيد و بعد از رونمايي شاخص‌هاي كليدي را زير نظر بگيريد تا ببينيد واكنش‌ها در بلندمدت چطور است. حالا گروه كانوني ديگر كجاست؟

گروه كانوني چيست؟
گروه كانوني (focus group) به گروهي گفته مي‌شود كه مي‌توانند تجارب واقعي خود را كه شامل انتقادات، بازخوردها و در كل پاسخ دادن به سوالات مصاحبه‌كننده است به اشتراك بگذارند. مشتريان فعلي‌ و مشتريان بالقوه مي‌توانند اعضاي گروه كانوني باشند. هرچه تنوع در گروه بيشتر باشد، نظرات هم به واقعيت جامعه نزديك‌تر مي‌شود. گروه كانوني در واقع نمونه‌اي كوچك از جامعه آماري بزرگتر مخاطبان و مشتريان برند است.

 

در فرآيند تحقيقات بازار گروه‌هايي از مشتريان تشكيل مي‌دهند تا از نظرات آنها براي محصولات جديد، برندينگ و ... استفاده كنند. برنامه‌هايي كه قرار است اجرايي شوند به صورت نمونه اوليه در گروه‌هاي كانوني ارائه مي‌شود تا قبل از رونمايي عمومي به بحث و گفتگو گذاشته شود.

۲.تحقيقات بازار را شروع كنيد
انجام تحقيقات بازار كمك مي‌كند تا مطمئن شويد مشكل شناسايي شده واقعي است؛ شايد به واسطه بازخوردهاي نادرست فكر مي‌كنيد، چنين مشكلي وجود دارد ولي در ذهن مردم همچين مشكلي وجود نداشته باشد.
در تحقيقات بازار ببينيد چه افرادي از شما و چه افرادي از رقبا خريد مي‌كنند. مقايسه اين دو دموگرافيك و پرسونا كمك مي‌كند بازار هدف را بشناسيد و نيازهاي مشتريان را پيدا كنيد. با نظرسنجي از مشتريان فعلي و قديمي از آنها بخواهيد نواقص يا ضعف‌هاي برند را بيان كنند.

۳. برنامۀ بازسازي برند را بنويسيد
وقتي مشخص شد براي حل چه مشكلي يا با چه هدفي قرار است ريبرندينگ انجام شود، وقت برنامه‌ريزي فرا مي‌رسد. براي اين‌كار اول مشخص كنيد كه ريبرندينگ شما كلي است يا جزئي. خب فرق اين دو چيست؟
اگر چشم‌انداز (vision)، ماموريت (mission)، ارزش‌ها (value) و استراتژي‌هاي برند تغيير خواهد كرد، ريبرندينگ شما كلي است و در غير اين حالت جزئي محسوب مي‌شود.

دقت كنيد كه ريبرندينگ هرچقدر وسيع‌تر باشد و نسبت به برند قبلي تغيير بيشتري داشته باشد، هزينه بيشتر و ريسك بالاتري هم دارد.

مثلاً وقتي هويت بصري برند به اندازه‌اي تغيير كند كه هيچ ارتباطي با نسخه قبلي نداشته باشد، مجبور مي‌شويد تا مدت‌ها به مشتريان يادآوري كنيد اين همان برند است اما در ظاهر جديد؛ اين خودش كلي هزينه روي دستتان مي‌گذارد.

در همين مرحله يك برنامه براي تغييرات بنويسيد.

چه زماني قرار است از برند جديد رونمايي شود؟
بازطراحي هر يك از بخش‌هاي هويت بصري، وبسايت، تيزرهاي معرفي ريبرندينگ و... چقدر طول مي‌كشد؟
سقف هزينه‌ها براي تمام مراحلچقدر خواهد بود
بعد از تحقيقات و برنامه‌ريزي، سند برند را تهيه كنيد و در اختيار هر فرد يا بخشي كه در روند كار دخالت دارد قرار دهيد؛ طراح لوگو، طراح سايت، تبليغ‌‌نويس و ... با داشتن اين سند كارشان را در راستاي خواسته‌هاي مشتريان و اهداف برند انجام مي‌دهند.

۴. بازطراحي هويت بصري
در اين مرحله بهتر است با كمترين عجله و با كمك افراد متخصص كارها را جلو ببريد. اگر در طراحي برند قبلي عجله كرديد تا در هزينه‌ها صرفه‌جويي شود حالا ارزشش را دارد تا براي يك برند قوي‌تر هزينه كنيد.

داستان يك كسب و كار كه با معجزۀ توليد محتوا نجات پيدا كردحتما بخوانيد: داستان يك كسب و كار كه با معجزۀ توليد محتوا نجات پيدا كرد
براي طراحي هويت بصري به نكات زير توجه كنيد.

نام برند
انتخاب نام برند يكي از حساس‌ترين مراحل در ريبرندينگ است و ممكن است تغييرش ضرر سنگيني به كسب وكارتان بزند؛ به همين دليل در ريبرندينگ تغيير نام اصلاً توصيه نمي‌شود. فقط در صورتي كه نام فعلي باعث برداشت اشتباه مشتريان مي‌شود يا مثلاً براي نام فعلي ممانعت قانوني وجود دارد، نام را تغيير دهيد؛ خيلي وقت‌ها تغييرات جزئي در نام يا استفاده از نام مشابه و هم قافيه بهتر از تغيير كلي نام است.

در انتخاب نام بايد حواستان باشد كه نام جديد با چشم‌انداز، ماموريت و ارزش‌هاي جديد تناسب داشته باشد. براي اطلاعات بيشتر مقاله انتخاب نام برند را در وبلاگ نوين بخوانيد.

تگ لاين برند
تگ لاين جمله‌اي الهام گرفته شده از ماموريت و چشم‌انداز برند است. در اغلب برندها، تگ لاين اوليه محصول محور است تا افراد با شنيدن يا خواندن آن درك درستي از محصولات يا خدمات پيدا كنند، اما در ريبرندينگ‌هاي بعدي به سمت ارزش‌هاي بزرگتر و چشم‌انداز برند مي‌رود.

به مثال‌هايي از تگ‌لاين توجه كنيد:

ادعا: هرجا سخن از اعتماد است نام بانك ملي ايران مي‌درخشد
وعده: طراحي شده براي لذت رانندگي (بي ام و)
تعبير شاعرانه: هيچكس تنها نيست (همراه اول)
تمجيد از مشتريان: چون شما ارزشش را داريد (لورآل)
انگيزشي: متفاوت فكر كنيد (اپل)
معرفي محصول: زيبا، جادار مطمئن (امرسان)
لوگو
شايد خودتان به عنوان بنيان‌گذار يا عضو كسب‌وكار، لوگو فعلي را خيلي دوست داشته باشيد اما مشتريان با آن ارتباط برقرار نمي‌كنند. البته گاهي يك به‌روزرساني كوچك مي‌تواند لوگوي شما را امروزي كند؛ تا هم شما از دستش ندهيد و هم مشتري دوستش داشته باشد.

مهمترين شاخص‌هاي يك لوگوي خوب موارد زير هستند:

ساده باشد: افزودن چندين نماد و جا دادن همه چيز در لوگو فقط به بدتر شدن آن منجر مي‌شود. هرچه كسب‌وكارها شناخته شده‌تر مي‌شوند، مي‌توانند لوگوهاي ساده‌تري انتخاب كنند.
انطباق‌پذير باشد: در اكثر كسب‌وكارهايي كه به طراحي لوگو اهميت نمي‌دهند يكي از ضعف‌هايي كه به زودي خودش را نشان مي‌دهد، عدم انطباق‌پذيري لوگو است. حالا اين انطباق‌پذيري چيست؟
مثلاً مي‌خواهيد در يك تبليغ از لوگو استفاده كنيد اما رنگ‌ها يا جزئيات زياد لوگو باعث مي‌شود كه در آن طرح ديده نشود يا مانند يك عنصر اضافي باشد. اگر هم مجبور شويد رنگ‌ها را تغيير دهيد آن موقع ديگر لوگوي شما به هم مي‌ريزد؛ اين نشانه‌هاي يك لوگوي انطباق‌ناپذير است.

با محصول، مخاطب و بازار تناسب داشته باشد: بگذاريد اين قسمت را با دو مثال ياد بگيريم:
 فرض كنيد استارتاپي كه با خدمات باربري درون شهري شروع مي‌كند و لوگوي آن يك كاميون است؛ بعد از مدتي اين استارتاپ، خدمات مسافربري هم ارائه مي‌كند؛ حالا ديگر لوگو با خدماتش هماهنگ نيست و بايد آن را تغيير دهد.
 اگر شركتي در يك استان فعاليت مي‌كرد و لوگو مطابق فرهنگ و محيط آن منطقه طراحي شده بود و حالا در سطح كشور خدمات ارائه مي‌كند، پس لوگو هم بايد تغيير كند.
نكته: دخالت دادن سليقه‌هاي شخصي، تعصب و افزودن نمادهاي محدود كننده (نمادهايي كه از قبل گروهي از جامعه طرفدارش هستند) به لوگو به هيچ وجه توصيه نمي‌شود.

پالت رنگ جديد
بعضي برندها در تعيين رنگ‌ها آنقدر موفق هستند كه رنگ مورد استفاده به تنهايي مي‌تواند برند را به مخاطب يادآوري كند؛ در واقع آن‌ها روانشناسي رنگ‌ها را خوب بلدند و با تحليل رنگ‌هاي ساير رقبا توانسته‌اند يك رنگ منحصر به فرد انتخاب كنند كه با كل هويت برندشان هماهنگي دارد. اين مي‌شود رمز موفقيت در برندهايي كه رنگشان خوب جا افتاده است.

تايپوگرافي
تايپوگرافي حساسيتش به اندازه لوگو نيست، اما بهتر است از كمك افراد متخصص در اين زمينه استفاده شود. گاهي وقت‌ها فقط انتخاب يك فونت خوب از بين فونت‌هاي موجود كار را تمام مي‌كند. بعضي وقت‌ها هم داشتن يك فونت اختصاصي باعث مي‌شود اسمتان در ذهن افراد بماند.

۶. ارائه در گروه كانوني و نظرسنجي محدود
قبل از ارائه عمومي برند، آن را به صورت خصوصي به گروه‌هاي كوچك كه در آنها تنوع سليقه وجود داشته باشد، نمايش دهيد. از بازخوردها براي اصلاحات نهايي استفاده كنيد و بعد از رسيدن به بهترين نتايج براي مرحله رونمايي آماده شويد.

۷. رونمايي از برند جديد
با اين كه ريبرندينگ خودش به تنهايي عامل جلب توجه و افزايش آگاهي نسبت به برند است، ولي مرحله رونمايي مي‌تواند همزمان با خبرهايي مثل محصول جديد، شروع برنامه‌هاي مسئوليت اجتماعي، جذب سرمايه، افتتاح شعبه‌هاي جديد و ... باشد  تا با يك تير دو نشان بزنيد.

يك مراسم رونمايي از برند در كنار كارهاي زير مي‌تواند برند جديد را به خوبي جايگزين تصوير ذهني قبلي كند:

انتشار رپرتاژ‌هاي خبري
اطلاع‌رساني در شبكه‌هاي اجتماعي با ويدئو يا پست‌هاي جذاب
تبليغات شهري
اطلاع‌رساني تغييرات با ارسال پيام به باشگاه مشتريان
به‌روزرساني و لانچ سايت يا اپليكيشن
مرحله آخر: آماده انتقادها باشيد
چه بخواهيد چه نخواهيد بعد از ريبرندينگ عده‌اي هستند كه شما را به باد انتقاد بگيرند؛ پس حسابي خودتان را آماده كنيد! طراحان به لوگو ايراد خواهند گرفت، كارشناسان تبليغات از اسلوگان و خلاصه هركسي كه تخصصي دارد يا ندارد نظرش را خواهد گفت.

در اين مرحله، آنهايي كه نظر مي‌دهند بايد بدانند خيلي از اطلاعات دروني شركت‌ها منتشر نمي‌شود پس نظر دادن از روي ظاهر يك برند سخت است. البته اين دليل نمي‌شود كه هيچكس نظر ندهد اما درك اين موضوع كمك مي‌كند نظرات كمي واقع‌گرايانه باشد.

ساخت ليست ايميل يا خريد بانك ايميل؟حتما بخوانيد: ساخت ليست ايميل يا خريد بانك ايميل؟
از طرف ديگر، شركت‌ها بايد به اين نظرات گوش كنند و بازخوردها را ثبت كند. همانطور كه در مثال‌ها گفته شد، امكان دارد بازخوردها طبق آنچه فرض مي‌شد نباشد و لازم باشد تغييرات ديگري هم انجام شود.

حرف آخر
ما مشتريان در ارتباط مداوم با خدمات و تبليغات برندها، شخصيتي انساني از برند در ذهنمان مي‌سازيم. اگر يك روز دوستمان را ببينيم كه مدل مو يا تيپ و قيافه‌اش تغيير كرده، اين تغيير باعث از بين رفتن رابطه نمي‌شود، اما اگر همين دوستمان از نظر فكري، ظاهري و رفتاري كاملاً تغيير كند، امكان دارد نتوانيم او را تحمل كنيم.

برندها هم مثل همين رابطه‌ها هستند. تا زماني از برندها استفاده مي‌كنيم كه براي ما مفيد و رضايت‌بخش باشند.

خب، مقاله امروز چطور بود؟ در معرفي و توضيح ريبرندينگ موفق بوديم؟

اگر سوالي در يكي از گوشه‌هاي ذهنتان جا مانده و دارد بالا و پايين مي‌پرد، حتما از ما بپرسيد، سعي مي‌كنيم خيلي زود جوابتان را بدهيم. در آخر هم اگر نظري درباره ري‌برندينگ تپسي داريد كه فكر مي‌كنيد جايش در مقاله خالي است حتما مطرح كنيد، تا بتوانيم از آن استفاده كنيم :)

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب
تاريخ : ۳۰ بهمن ۱۳۹۸ | ۰۵:۳۲:۴۲ | نویسنده : نگين حبيب زاده | نظرات (0)

احتمالاً تا به حال، روايت‌ها، داستان‌ها و نكته‌هاي مختلفي درباره موفقيت ديجي كالا، اين غول فروشگاه‌هاي اينترنتي در ايران شنيده‌ايد؛ اما تا حالا درباره كامنت ماركتينگ قوي اين برند هم چيزي به گوشتان خورده؟

بله؛ كامنت ماركتينگ يا بازاريابي ديدگاه، يكي از رمز و رازهاي شناخته شدن ديجي كالا و موفقيت آن است. يعني همين نظراتي كه ما در سايت‌هاي مختلف مي‌خوانيم و از آن‌ها در تصميم‌گيري‌هايمان كمك مي‌گيريم، مي‌توانند رمز موفقيت يك سايت يا فروشگاه اينترنتي باشند.

مقدمه كامنت ماركتينگبازاريابي ديدگاه (Comment Marketing) مفهومي است كه مي‌توان از آن براي افزايش ترافيك طبيعي سايت (SEO) و همچنين افزايش فروش استفاده كرد.

اما اينكه دقيقاً كامنت ماركتينگ چيست، چه مزيت‌هاي ديگري دارد، چطور بايد آن را اجرا كنيم و چطور روي موفقيت ديجي‌كالا تاثير گذاشته را در مقاله امروز وبلاگ نوين مي‌خوانيم!

آماده‌ايد؟

كامنت ماركتينگ چيست؟
 كامنت ماركتينگ كمك گرفتن از نظر كاربران در سايت خود و استفاده از قابليت نظر دادن در سايت ديگران، براي معرفي برند، تعامل، ايجاد رابطه و افزايش اعتماد كاربران است، كه در نهايت منجر به افزايش ترافيك و فروش مي‌شود.

اشتباهي كه خيلي‌ها مرتكب مي‌شوند چيست؟

خيلي‌ها فكر مي‌كنند همين كه لينك سايتشان را در سايت‌هاي ديگر به عنوان كامنت بگذارند، يا نه خيلي زحمت بكشند و يك معرفي بي‌ربط به مقاله هم از خودشان داشته باشند، بازاريابي كامنتي انجام داده‌اند! اما اصلاً ماهيت كامنت ماركتينگ اين نيست. خواندن نظر اسپم شما كه هيچ كمكي به خوانندگان آن مطلب يا سايت نمي‌كند و هيچ بار معنايي خاصي ندارد، فقط باعث مي‌شود كه نظرتان تاييد نشود و به زباله‌دان فرستاده شود.

پس قبل از هر حركتي در بازاريابي ديدگاه، از خودتان بپرسيد كه آيا اين نظر من تاثير مثبتي دارد؟ آيا كمكي به خوانندگان مطلب مي‌كند؟ آيا حاوي اطلاعات مفيدي است؟ اگر جوابتان مثبت بود، يعني راه را درست آمده‌ايد.

 

كامنت ماركتينگ درست چه تاثيرات مثبتي دارد؟
بعضي وقت‌ها رقابت در رتبه‌بندي‌هاي گوگل آنقدر نزديك مي‌شود كه حتي چندتا كامنت ساده هم مي‌تواند تعيين‌كننده باشد. اما چطور و چگونه كامنت‌ها اين تاثير را مي‌گذارند؟ در ادامه مي‌خوانيم.

گرفتن بك لينك
لينك بيلدينگ در كامنتاسم كامنت ماركتينگ كه مي‌آيد، اول ياد لينك دادن در كامنت مي‌افتيم، چون روي سئوي سايت تاثير دارد. اگر بتوانيد در سايت‌ها كامنت گذاشته و لينك خود را قرار دهيد، بايد كمي اميدوار باشيد كه در آينده رتبه بهتري در سئو پيدا مي‌كنيد. چرا كمي؟

چون گوگل چند سالي است كه قدرت لينك‌هاي درون كامنت را كاهش داده. با اين حال باز هم ارزش دارد با هدف دريافت لينك كامنت ماركتينگ كنيم؟

در حقيقت اگر لينك خود را در وب‌سايت‌هاي معتبري قرار دهيد، ارزش نسبتاً خوبي دريافت مي‌كنيد. اما در كل پيشنهاد مي‌كنيم حتي اگر هدفتان هم ساخت لينك است، كامنت‌‌هاي با ارزشي ارسال كنيد نه اينكه صرفاً به دنبال گرفتن يك رتبه سئو باشيد. (در بخش تكنيك‌هاي كامنت ماركتينگ توضيحات بيشتري به شما مي‌دهيم.)

منشن بدون لينك
گوگل در مقابل كاهش اهميت بك‌لينك‌ها، يك روش ديگر را براي ارزش‌گذاري وب‌سايت‌ها ايجاد كرده: منشن بدون لينك. به اين معني كه اگر نام وب‌سايت شما (برند يا url) در مطالب مرتبط با كسب و كار شما، بدون لينك آورده شود، اعتباري را برايتان در نظر مي‌گيرد.
در حال حاضر، بهترين جايي كه مي‌توانيد در آن با خيال راحت و كمترين زمان و هزينه ، اسم سايت‌تان را بياوريد، بخش كامنت‌ سايت‌هاي ديگر است؛ پس از اين فرصت استفاده كنيد.

افزايش جستجو نام برند
اگر در چند انجمن و شبكه اجتماعي پرمخاطب عضو شويد و بتوانيد به بهانه‌هاي مختلف (و مرتبط!)، در كامنت‌ها خودتان را به كاربران معرفي كنيد، شايد نام شما در خاطرشان بماند و دفعه بعد، آن‌ها براي ورود به سايت شما، نام برندتان را در گوگل سرچ كنند. به طور كلي افزايش جستجو نام برند، يكي از انواع راهكارهايي است كه موتور جستجو مي‌تواند به كمك آن يك وب‌سايت معتبر را شناسايي كند.

علاوه بر اين، اگر كاربران از لينك پروفايل شما يا حتي به صورت مستقيم (وارد كردن آدرس) وارد سايت‌تان شوند باز هم براي گوگل يك فاكتور مثبت محسوب مي‌شود.

خب تا اينجا نتايج كامنت ماركتينگ در وب‌سايت‌هاي ديگر را گفتيم، اما بازاريابي ديدگاه در سايت خودمان چه تاثيري روي سئو دارد؟ در ادامه اين سوال را هم جواب مي‌دهيم.

به‌روزرساني محتوا
گوگل و بقيه موتورهاي جستجو عاشق اين هستند كه شما دائماً صفحات و محتواهاي خودتان را به‌روز كنيد و چيز جديدي به آن اضافه كنيد. اما وب‌سايتي مثل نوين كه بيشتر از 400 مقاله آموزشي دارد، چطور مي‌تواند دائماً اين‌همه محتوا را به‌روز كند؟

مطمئناً زمان ما براي به‌روزرساني محتوا و همچنين توليد محتواي جديد، بسيار محدود است. اما به‌جاي آن يك كار را خوب بلديم.

ما با توليد محتواي ارزشمند كاري مي‌كنيم كه مخاطب به خواست خودش، نظرش را ابراز كند و به توليد محتواي جديد در صفحه كمك كند. هر نظر چندخطي كه از طرف مخاطبان در يكي از صفحات سايت منتشر شود، باعث افزايش طول محتوا و به‌روزرساني آن خواهد شد. البته ناگفته نماند كه نظرات تك كلمه‌اي مثل تشكر، نظرات بي‌ربط و اسپم كمكي به سئو نمي‌كنند.

لينك‌سازي داخلي
احتمالاً خودتان مي‌دانيد كه لينك‌هاي داخلي يكي از نكات بسيار مهم در سئو سايت هستند. اغلب وبمستران تصور مي‌كنند تنها جايي كه مي‌توان در آن از لينك داخلي استفاده كرد، متن و محتواي سايت است. اما نظرتان چيست زماني كه كاربر در مقاله آموزش سئو، از شما در مورد لينك‌سازي خارجي سوال مي‌كند، در جواب، لينك مقاله مربوطه را براي او قرار دهيد؟

شما به همين راحتي مي‌توانيد در كامنت‌هاي هر مطلب و در جواب به كاربران، لينك‌هاي داخلي و حتي لينك‌هاي خارجي به منابع معتبر قرار دهيد تا به اين صورت هم سئو محتوا و هم تجربه كاربران‌تان را بهتر كنيد.

اگر دوست داريد راجع به فايده لينك‌ها و لينك‌سازي درست بيشتر بدانيد، به سري كامل آموزشي لينك بيلدينگ نوين برويد!

افزايش زمان ماندگاري كاربر
از ديگر تاثيراتي كه كامنت ماركتينگ روي سئو مي‌گذارد، افزايش زمان ماندگاري كاربران است. مخصوصاً در مقالات جنجالي يا مقاله‌هايي كه موضوع تخصصي دارند، كاربران براي اينكه اطلاعات بيشتري در مورد موضوع به دست بياورند، به سراغ كامنت‌ها مي‌روند و نظرات بقيه را مي‌خوانند.

در اين بين علاوه بر زماني كه براي مطالعه نظرات صرف مي‌شود، ممكن است با كمك يكي از لينك‌هاي داخل كامنت به صفحات ديگر سايت هم بروند و حتي خودشان اقدام به ارسال نظر كنند. توجه كنيد كه الگوريتم‌‌هاي گوگل رفتار كاربران را به دقت زير نظر دارند و توجه آن‌ها به محتوايتان و ميزان ماندن در سايت را روي رتبه‌بندي محتوا در گوگل تاثير مي‌دهند.

افزايش بازديد و در نتيجه افزايش فروش
حتي اگر وب‌سايتي داشته باشيد كه نرخ تبديل آن به شدت پايين است و از هر هزار بازديدكننده يك نفرشان به خريدار تبديل مي‌شوند؛ با افزايش بازديد، فروش آن هم افزايش پيدا مي‌كند. يعني تأثيري كه بازاريابي ديدگاه روي سئو سايت شما گذاشته، مي‌تواند بازديد سايت را چند برابر كند و در نتيجه، فروش شما هم افزايش مي‌يابد.

البته فراموش نكنيد كه اين افزايش بازديد، خودش نيز باعث افزايش نظرات و در نتيجه افزايش فروش بيشتر خواهد شد؛ يعني در مقطعي ممكن است بازديد فروش شما به جاي رشد 20 درصدي هميشگي، به دليل افزايش نظرات با رشد 60 درصدي و بيشتر روبرو شده و اين روند تصاعدي شود.

افزايش اعتماد كاربران با كامنت ماركتينگ
به طور كلي اعتماد كردن در دنياي وب براي كاربران كار سختي است. اما مطمئناً اعتماد كردن به وب‌سايتي كه مثل يك خانه اشباحِ سرد و تاريك، خلوت باشد، بسيار سخت‌تر از اعتماد به سايتي است كه حداقل ردپاي چند نفر در آن ديده مي‌شود.

زماني كه در صفحه محصول شما چند نظر مختلف وجود داشته باشد، يكي از كيفيت آن بگويد، ديگري در مورد مدت زمان گارانتي‌اش سوال كند و نفر بعدي در مورد برندِ مناسبش حرف بزند، كاربر جديد راحت‌تر به شما اعتماد كرده و با كمك نظرات مخاطبان قبلي براي خريد تصميم‌گيري مي‌كند. شايد بتوان گفت افزايش اعتماد مهم‌ترين تأثيري است كه بازاريابي ديدگاه روي فروش و برندسازي سايت شما دارد.

***

خب، تا اينجا با ماهيت و فوايد كامنت ماركتينگ آشنا شديد. حالا بياييد برگرديم به مثالي كه اول مقاله زديم و ببينيم كه كامنت ماركتينگ چه كمكي به رشد ديجي‌كالا كرد.

ديجي كالا و كامنت ماركتينگ!
كامنت ماركتينگ ديجي كالاحتماً تا اينجا متوجه شده‌ايد كه چرا اول مقاله گفتيم قسمت زيادي از موفقيت ديجي كالا در ابتداي كار، مربوط به همين كامنت ماركتينگ عظيم بود! ديجي كالا يكي از اولين سايت‌هايي بود كه به مقايسه محصولات ديجيتالي پرداخت. اين موضوع باعث مي‌شد كه كاربران دائم در هر صفحه در مورد برند يا محصول مورد علاقه خودشان نظر بدهند، بحث كنند و تا چند روز مداوم به صحبت‌هاي يكديگر جواب دهند. در نتيجه:

ديجي كالا به يك برند قابل اعتماد براي مقايسه محصولات از زبان كاربران واقعي تبديل شد
سرچ برند آن به شدت افزايش پيدا كرد
زمان ماندگاري كاربران رشد چندين برابري داشت
نرخ پرش سايت به دليل فعاليت بالاي كاربران كاهش پيدا كرد
در نهايت با كامنت‌هاي جديد، محتواها دائماً در حال به‌روزرساني بود
آيا الان هم نظرات روي سئوي ديجي كالا تاثير مي‌گذارند؟
بگذاريد با يك سوال، اين سوال را جواب دهيم: به نظر شما گوگل سايتي كه روزانه چند صد هزار بازديد دارد، بيشتر از چند هزار بار نامش جستجو مي‌شود، پر از محتواي مفيد بوده و به طور كلي يك برند شناخته شده است را از نتايج حذف مي‌كند؟ نه. پس ديجي كالا با اين قدرت زياد ديگر نيازي به كمك گرفتن از نظرات كاربران در سئو نداشت.

در اصل نظرات در اين سايت به قدري زياد شده بود كه به مرور سرعت سايت را كاهش مي‌داد. براي همين، مديرانِ آن، بخش نظرات را به كمك برنامه نويسي زبان js به صورتي طراحي كردند كه بعد از ورود كاربر بارگذاري شوند. يعني كاربران هنوز مي‌توانند نظرات را ببينند و  ارسال كنند، اما گوگل نمي‌تواند آن‌ها را بخواند و در رتبه سايت تأثير بدهد.

بنابراين ديجي‌كالا در حال حاضر از كامنت ماركتينگ فقط براي افزايش فروش، اعتماد‌سازي و برندينگ استفاده مي‌كند.

و اما... يك سوال مهم‌تر: چطور به كمك كامنت ماركتينگ، مثل ديجي كالا شويم؟! در ادامه تكنيك‌هاي كامنت ماركتينگ در سايت را به شما آموزش مي‌دهيم.

تكنيك‌هاي كامنت ماركتينگ يا بازاريابي ديدگاه
بازاريابي نظرات يا ديدگاه هاتكنيك‌هايي كه در اين بخش يادتان مي‌دهيم، مربوط به كامنت ماركتينگ داخل سايت هستند. اگر دوست داشتيد، ميتوانيد مقاله ديگر ما درباره راه‌هاي افزايش كامنت در اينستاگرام را نيز بخوانيد.

1) از كاربران براي نظر دادن دعوت كنيد
بعد از نكاتي مثل نوشتن محتواي واقعاً مفيد، ساده‌نويسي و... مهم‌ترين نكته‌اي كه مي‌توانيد به كمك آن كامنت مخاطبان در صفحات سايت را افزايش دهيد، درخواست از آن‌هاست. يعني اينكه به‌صورت مستقيم از كاربران درخواست كنيد كه برايتان كامنت بگذارند.

البته به تازگي اغلب وبمستران به اهميت اين نكته پي برده‌اند و در انتهاي مطالب‌شان به صورت روتين و عادت‌وار جملات اين‌چنيني مي‌نويسند: «در صورت وجود هرگونه سوال آن را در نظرات مطرح كنيد و...»

ولي ما پيشنهاد مي‌كنيم شما كمي خلاق‌تر باشيد و بهتر درخواست كنيد. مثلاً به كمك يك سوال يا درخواستي كه براي مخاطب ارزش ايجاد كند. به آخر اين مقاله در ويرگول نگاه كنيد تا بهتر متوجه منظورمان شويد:

نمونه درخواست براي افزايش كامنتهمانطور كه مي‌بينيد، در انتها به صورت خلاقانه‌تري از كاربر درخواست شده نظرش را در مورد مطلب ارائه كند. شما بايد براي دريافت نظر بيشتر، به مخاطب احساس صميميت و اهميت داشتن را القا كنيد. پس از اين تكنيك‌ها بهره ببريد.

2) يك منبع پرسش و پاسخ باشيد
خيلي‌ها در انتهاي مقاله از كاربران مي‌خواهند كه اگر سوالي دارند، در بخش نظرات بپرسند. اما در بيشتر اوقات زماني كه كاربر بيچاره در مورد يك موضوع سوال مي‌كند، با يك جواب چند كلمه‌اي و بي‌ارزش روبرو مي‌شود.

اگر قصد داريد تعداد كامنت‌هايتان زياد شود و به يك منبع پرسش و پاسخ تبديل شويد، جواب‌هاي با ارزش ارائه كنيد. به عنوان نمونه به اين پرسش و پاسخ در يكي از مقالات نوين توجه كنيد:

چند تكنيك كامنت ماركتينگ

همان‌طور كه مي‌بينيد جواب كامل كاربر در چند خط داده شده است. به اين صورت كاربران بعدي هم كه اين سبك پاسخ دادن را مشاهده كنند، ترغيب مي‌شوند براي دريافت جواب سوالاتشان، از بخش نظرات مقالات و صفحات سايت استفاده كنند.

3) يك جواب كافي نيست!
بعضي از كامنت‌ها اين قابليت را دارند كه به يك گفتگو ميان شما و كاربر تبديل شوند. به اين صورت علاوه بر اينكه كاربر از شما رضايت بيشتري پيدا مي‌كند، مي‌توانيد نظرات صفحه را افزايش دهيد. براي رسيدن به اين هدف كافي است هر نظر كاربر را پاسخ داده و در انتها يك نظر ديگر از او خواسته يا سوالي بپرسيد.

مثلاً در همين مثال قبلي، اگر در آخر جمله بالا مي‌پرسيديم «دامنه وب‌سايت شما چند سال سابقه فعاليت دارد؟»، كاربر را به ارائه نظر دوباره دعوت مي‌كرديم.

4) مخالفت كنيد
تكنيك مخالفت از جمله تكنيك‌هايي است كه مي‌تواند يك يا حتي چند كاربر را به نظردهي دوباره در وب‌سايت شما ترغيب كند. كافي است موقع جواب دادن به نظرات، به يكي از آن‌ها جواب مخالف بدهيد. منظور اين نيست الكي مخالفت كنيد ها!! :) مثلاً زماني كه كاربر از كيفيت‌ِ «سرويس هاستينگ» فلان شركت معروف صحبت مي‌كند و شما تجربه خوبي در همكاري با شركت گفته شده نداريد، مي‌توانيد نظر مخالف خود را اعلام كنيد.

به اين صورت علاوه بر خودِ كاربرِ نظردهنده، افراد ديگري هم كه تجربه خوب يا بدي از كار با اين سرويس هاستينگ داشته‌اند، وارد بحث شده و اين يعني تعداد زيادي كامنت بيشتر. همچنين مي‌توانيد تكنيك مخالفت را در متن هم به كار ببريد؛ يعني يك موضوع مهم را در مقاله (به صورت منطقي) نقد كنيد.تكنيك هاي كامنت ماركتينگ

5) دوستان و همكاران خودتان را درگير كنيد
مي‌توانيد براي كامنت ماركتينگ در سايت و مخصوصاً شبكه‌هاي اجتماعي، دوستان و همكاران خودتان را وارد بحث كنيد و آن‌ها را ترغيب به نظر دادن كنيد. به عنوان نمونه به پست پايين نگاه كنيد كه در آن نويسنده دوستان و همكاران خود را دعوت به نظر دادن كرده:

نمونه تكنيك هاي كامنت ماركتينگ

6) خودتان شروع كنيد
هميشه نبايد منتظر باشيد كه بقيه استارت اولين كامنت در وب‌سايت را بزنند؛ خودتان شروع كننده باشيد. خيلي‌ها دوست ندارند اولين نفر براي يك كار باشند؛ بنابراين وقتي پاي پست نظري نباشد، آن‌ها هم نظر نمي‌دهند؛ اما زماني كه اولين كامنت پايين پست شما قرار بگيرد، ممكن است بقيه كاربران هم تحت تأثير اثر اجتماعي (Social proof) قرار گرفته و اقدام به نظر دادن مي‌كنند.

شما مي‌توانيد نظر اول را با اكانت يك كاربر قرار داده و خودتان جوابش را در قالب مدير سايت بدهيد. بعد از آن كاربران ديگر هم شروع مي‌كنند. البته اگر كمي در نوشتن كامنت اول خلاقيت به خرج دهيد، مطمئناً بازخورد بهتري هم مي‌گيريد. مثلاً موضوع پرچالشي را عنوان كرده و يك بحث راه بيندازيد.

7) به كاربران انگيزه بدهيد
سعي كنيد به كاربران انگيزه بدهيد. بعضي از وبمستران در سايت خود سيستم امتيازدهي دارند و به ازاي هر نظر و كامنت، امتيازي به كاربران مي‌دهند. اين مي‌تواند يك انگيزه مناسب براي كامنت گذاشتن كاربران باشد. در ادامه هم مي‌توانيد به ازاي امتيازات مختلف جوايزي را به كاربران اهداء كنيد.

8) به مخاطبان معترض پاسخ بدهيد
جواب ندادن يا پاك كردن نظر مخاطبان معترض، نتيجه مناسبي براي شما ندارد، اما در مقابل مي‌توانيد با يك جواب منطقي و مهربانانه براي خود اعتماد جمع كنيد. به قول يكي از بزرگان وب فارسي،   مخاطبان معترض بيشتر از مخاطبان عادي پتانسيل تبديل شدن به يك طرفدار را دارند.

شما مي‌توانيد با انتشار نظرات مخالف، اولاً اعتماد به مجموعه را افزايش داده و مسائل را براي بقيه كاربران شفاف‌سازي كنيد و همينطور با يك جواب مناسب و منطقي به معترض، او را به يك طرفدار تبديل كنيد.

اگر به سايت ديجي‌كالا مراجعه كرده باشيد، مي‌بينيد كه پايينِ خيلي از محصولات، نظرات منفي زيادي وجود دارد، با اين حال ادمين‌ها هيچكدام از نظرات را حذف نمي‌كنند. شايد اين موضوع باعث شود بقيه كاربران از خريد يك محصول پشيمان شوند، اما حداقل به آن‌ها اين اطمينان را مي‌دهد كه در مقابلشان يك سايت كاملاً شفاف و قابل اعتماد قرار گرفته است.

كامنت ماركتينگ در وب‌سايت ديگران
كامنت ماركتينگ در وب‌سايت‌ها و انجمن‌ها براي جذب مخاطب و برندسازي انجام مي‌شود و يكي از راهكارهاي پربازده در وب انگليسي است. اما در وب فارسي اغلب وبمستران اجازه انتشار كامنت‌هاي تبليغاتي شما را نمي‌دهند. اما گاهي مي‌توانيد وب‌سايت‌هايي را پيدا كنيد كه اجازه ارسال نظر را به شما بدهند. در ادامه و به صورت تيتروار اشاره‌اي به نحوه اجراي كامنت ماركتينگ در سايت‌هاي ديگر مي‌كنيم:

 از ميان انجمن‌ها و وب‌سايت‌هاي معتبر، آن‌هايي كه اجازه ارسال كامنت به شما مي‌دهند را پيدا كنيد. (مي‌توانيد ارسال نظر در همه آن‌ها را امتحان يا نظرات قبلي را بررسي كنيد.)
 هدفتان را مشخص كنيد؛ اينكه قرار است از كامنت ماركتينگ لينك بيشتري به دست بياوريد يا به دنبال «منشن بدون لينك» و برندسازي هستيد. (گزينه دوم و سوم انتخاب بهتري است.)
 قبل از ارسال كامنت، متن كامل صفحه و ترجيحاً مقالات ديگر سايت را هم مطالعه كنيد.
نظري ارائه كنيد كه واقعاً داراي جذابيت و ارزش باشد. مثلاً محترمانه قسمتي از مقاله را نقد كنيد، در مورد مقاله جديد خودتان صحبت كرده و از كاربران بخواهيد براي مشاهده آن به فلان آدرس يا سايت مراجعه كنند.
كامنت‌هاي اول در هر وب‌سايت ارزش بيشتري داشته و بازديد بالاتري دارند. براي اينكه بتوانيد هميشه اولين نظرات را ارسال كنيد، در خبرنامه سايت‌هاي مورد نظر عضو شويد. همينطور در انجمن‌ها، خودتان اقدام به ساخت «تاپيك» كرده و بحث را شروع كنيد.
 حتماً در شبكه‌هاي اجتماعي مخصوصاً توييتر و لينكدين روند كامنت ماركتينگ را ادامه دهيد.
پيام اخلاقي آخر: فيك نباشيد حتي در كامنت ماركتينگ
خب اين هم كامنت ماركتينگ؛ در اين آخر كار توصيه مي‌كنيم براي دريافت بازخورد بهتر از كامنت ماركتينگ، مصنوعي عمل نكنيد. مطمئناً اگر در همه صفحات وب، اسم سايت شما وجود داشته باشد، در همه شبكه‌هاي اجتماعي بحث‌هاي مصنوعي پيرامون برندتان صورت بگيرد و همه صفحات سايتتان پر باشد از نظرات فِيك، صرفاً كاربرانتان را از دست داده و برندسازي منفي مي‌كنيد.

بنابراين سعي كنيد بيشتر تمركزتان را روي ايجاد محتواي جذاب و... بگذاريد تا خود كاربران به صورت واقعي تمامي كارها را براي شما انجام دهند. (دقت كنيد كه الان در اغلب صفحات وب، دائماً صحبت از سايتي مثل ديجي‌كالا مي‌شود. اين نتيجه توليد محتواي حرفه‌اي و رفتار حرفه‌اي اين مجموعه در مقابل مخاطبان خود بوده است.)

در زمان نوشتن اين مقاله تصميم گرفتيم نكته نگفته در مورد كامنت ماركتينگ يا همان بازاريابي ديدگاه در آن باقي نگذاريم و احتمالاً به اين هدف خود رسيديم. در هر حال اگر هنوز موضوع باقي مانده يا سوالي در ذهن داريد، حتماً آن در بخش نظرات با ما در ميان بگذاريد. اميدواريم از مطالعه اين مطلب لذت برده باشيد.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب
تاريخ : ۲۸ بهمن ۱۳۹۸ | ۰۷:۴۶:۰۶ | نویسنده : نگين حبيب زاده | نظرات (0)

همان‌طور كه قبلاً هم به آن اشاره كردم، كلمات كليدي اساس كار تبليغات گوگل هستند. تبليغات در جستجوي گوگل در كل بر اساس كلمات كليدي كار مي‌كند. قرار است مشتريان شما با جستجوي همين كلمات كليدي، تبليغ شما را پيدا كنند و سپس وارد سايت شما بشوند.

انتخاب درست كلمات كليدي آنقدر مهم است كه مي‌تواند شما را در تبليغات گوگل موفق كند يا برعكس، اشتباه در انتخاب آنها مي‌تواند موجب شكست شما شود و تمام هزينه‌هاي شما را هدر بدهد.

با اين تفاسير، مسئله اينجاست كه واقعاً چه كلماتي براي كسب و كار ما مناسب هستند؟ اصلاً چگونه اين كلمات را پيدا كنيم؟ از كجا بدانيم مشتري‌هاي بالقوۀ ما، چگونه و چه چيزي را جستجو مي‌كنند؟

اهميت كلمات كليدي در گوگل ادز
چگونه كلمات كليدي مناسب تبليغ در گوگل را پيدا كنيم؟
در اين بخش قصد داريم به اين سوال اساسي پاسخ دهيم كه: چگونه و با چه ابزارهايي مي‌توانيم كلمات كليدي مناسب را پيدا كنيم؟ قبل از پاسخ به اين سوال، لازم مي‌دانم شما را با مفهومي به نام تحقيق كلمات كليدي (keyword research) آشنا كنم. چگونه كلمات كليدي مناسب را پيدا كنيم؟

همانطور كه از نام آن هم مي‌شود حدس زد، تحقيق كلمات كليدي يعني اينكه بفهميم مشتريان بالقوه (كساني كه ممكن است روزي به مشتري ما تبديل شوند)، براي پيدا كردن محصولات و خدمات ما چه كلماتي را جستجو مي‌كنند.

به خاطر داشته باشيد كه تحقيق كلمات كليدي بي‌اغراق مهم‌ترين كاري است كه بايد قبل از شروع تبليغات خود انجام دهيد (قضيه خيلي جدي‌تر از تبيغات گوگل و اين حرف‌ها است و حتي لازم است قبل از راه‌اندازي كسب و كارتان، كلمات كليدي مناسب و مرتبط را تحقيق كنيد تا ببينيد كه آيا اين كسب و كار، بازار مناسبي براي رشد و فروش دارد يا خير).

خبر خيلي خوب اين است كه ابزارهاي مختلف و حرفه‌اي زيادي براي اين كار وجود دارد. در ادامه اين بخش، خواهيد ديد كه چطور با كمك ابزار خود گوگل مي‌توانيد كار تحقيق كلمات كليدي را انجام دهيد.

استفاده از ابزار Keyword Planner
اين ابزار اصلي شما براي تحقيق كلمات كليدي است و به شما در مسيرتان كمك زيادي خواهد كرد. اصلاً گوگل اين ابزار را منحصراً با هدف پيدا كردن كلمات كليدي مناسب براي تبليغ شما طراحي كرده است.

اين ابزار مي‌تواند به شما بگويد كه كلمات كليدي شما به طور متوسط چه ميزاني در ماه جستجو مي‌شود و چه ميزاني رقابت بر سر آنها وجود دارد. همچنين كلمات مشابه را نيز به شما پيشنهاد خواهد داد. (به تصوير دقت كنيد. ما عبارت پنل پيامكي را در اين ابزار وارد كرده‌ايم و عبارت‌هايي مثل «پنل اس ام اس» و «سامانه پيامكي» هم به ما پيشنهاد شده‌اند.)

علاوه بر آن به شما مي‌گويد كه براي هر كلمه متوسط چه ميزاني بايد هزينه كنيد. البته اين عدد به صورت تخميني است و ممكن است با واقعيت كمي فاصله داشته باشد.

اگر مي‌خواهيد از اين ابزار استفاده كنيد، بايستي حتماً يك حساب كاربري در گوگل ادز ايجاد نماييد. شما مي‌توانيد اين حساب را خودتان بسازيد يا از يك آژانس تبليغات گوگل (مثل نوين) حساب كاربري دريافت كنيد. سپس به قسمت Keyword Planner برويد و عبارت مد نظر خودتان را وارد نماييد.

البته گوگل به حساب‌هاي تازه و بدون شارژ، آمار خيلي دقيقي از كلمات كليدي نمي‌دهد و فقط مي‌گويد تعداد جستجوي يك عبارت كليدي در چه بازه‌اي قرار مي‌گيرد (مثلاً بين 10 تا 100 جستجو). اما بعد از اينكه تبليغ شما راه افتاد و كمي از آن گذشت، آمار شما دقيق خواهد شد.

استفاده از كيورد پلنر در گوگل ادزاستفاده از ابزار KWFinder
يكي ديگر از ابزارهايي است كه با استفاده از آن مي‌توانيد كلمات مرتبط با كسب و كار خود را پيدا كنيد. اين ابزار به شما اجازه مي‌دهد تا 2 بار در روز كلمات كليدي خود را جستجو كنيد. اما براي اينكه جستجوهاي بيشتري داشته باشيد، لازم است كه حساب كيورد پلنر خريداري كنيد. البته اگر هدف شما فقط تبليغات گوگل است، اينكار لازم نيست. چرا كه ابزار خود گوگل هر آنچه بخواهيد را به شما خواهد گفت.

اين ابزار هم مي‌تواند ليستي از كلمات مرتبط و مشابه با كلمه مورد نظرتان را در اختيار شما قرار دهد. همچنين مي‌تواند ميزان رقابت يك عبارت كليدي در تبليغات گوگل و تعداد جستجوي ماهيانه كلمات كليدي را هم مشخص كند.

چه كلماتي براي تبليغات جستجوي گوگل مناسب هستند؟
دوستان و همراهان عزيز، تا اينجا ابزارهاي مختلف را براي پيدا كردن كلمات كليدي مناسب معرفي كرديم. حالا مي‌خواهيم به اين سوال اساسي پاسخ دهيم كه اصلاً چه كلماتي براي تبليغ ما مناسب هستند؟ چه كلماتي براي تبليغ ما مناسب هستند؟

طبق روال هميشگي اجازه دهيد با يك مثال به اين سوال پاسخ دهم. فرض كنيم شما يك فروشگاه اينترنتي موبايل داريد. براي شما كلمات كليدي مختلف و متنوعي وجود دارد. كلماتي مثل موبايل، خريد گوشي، قيمت موبايل، خريد اينترنتي گوشي سامسونگ و صدها كلمه كليدي ديگر كه هر كدام از آنها مي‌تواند جزو كلمات كليدي شما باشند.

اما آيا همه اين كلمات براي شما مناسب هستند؟ تفاوت ميان كلمه‌اي مثل «گوشي» با كلمه‌اي مانند «خريد اينترنتي گوشي سامسونگ s8» در چيست؟ بهتر است كدام كلمه را براي تبليغ خود انتخاب كنيم؟

خوشبختانه اين مسئله آنقدرها هم پيچيده نيست و خيلي راحت مي‌توانيد كلمات مناسب كمپين خود را انتخاب كنيد. براي اين كار، دست به دامن 3 معيار بسيار مهم مي‌شويم كه با استفاده از آنها مي‌توانيم كلمات مناسب را از كلمات نامناسب سوا كنيم. اين 3 معيار عبارتند از:

هدفمندي كلمه كليدي (Keyword Intention)
ميزان جستجوي كلمۀ كليدي در ماه (Keyword Search Volume)
ميزان رقابت بر روي كلمۀ كليدي (Keyword Competition)
در ادامه هر كدام از موارد بالا را مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

هدفمندي كلمه كليدي (Keyword Intention)
هر كدام از كلمات كليدي كه براي تبليغ خود انتخاب مي‌كنيد، ميزان هدفمندي متفاوتي دارد.

فرض كنيم شما يك آژانس مسافرتي داريد و مي‌خواهيد كلمات مناسب براي فروش بليط هواپيما را انتخاب كنيد. شما با استفاده از ابزارهايي كه در ابتداي اين بخش معرفي كرديم، 3 كلمه «بليط»، «خريد بليط» و «خريد اينترنتي بليط هواپيما» را پيدا كرده‌ايد.

حالا مسئله اين است كه كدام يك از كلمات بالا را بايد انتخاب كنيم؟ همه؟ يا هيچكدام؟! خب، براي پاسخ به سوالات بالا، بياييد سناريوي هر يك از عبارت‌هاي مورد هدف خود را بررسي كنيم:

سناريوي 1: كاربري كه كلمه «بليط» را جستجو مي‌كند.
اين كاربر به دنبال بليط است. مشخص نيست كه دقيقاً به دنبال چه بليطي است. بليط قطار مي‌خواهد يا بليط هواپيما يا بليط بازي فوتبال؟! مي‌خواهد بليط بخرد يا فقط مي‌خواهد قيمت بگيرد؟

سناريوي 2: كاربري كه «قيمت بليط قطار» را جستجو مي‌كند
اين كابر به دنبال بليط است. مشخص كرده كه بليط قطار مي‌خواهد. همچنين در عبارت جستجو مشخص كرده كه هدفش قيمت بليط است. اما معلوم نيست كه در نهايت از ما بليط بخرد يا صرفا به دنبال گرفتن قيمت است.

سناريوي 3: كاربري كه «خريد اينترنتي بليط هواپيما» را جستجو مي‌كند
اين كاربر به دنبال بليط است. مشخص كرده كه بليط هواپيما مي‌خواهد. همچنين هدفش را از اين جستجو گفته: او قصد دارد به صورت اينترنتي بليط خود را بخرد.

خب، با توجه به بررسي اين 3 كلمه، به نظر شما كدام كلمه براي تبليغ شما مناسب‌تر است؟ همان‌طور كه با هم ديديم، سومين عبارت يعني «خريد اينترنتي بليط هواپيما» هدفمندتر از ساير كلمات كليدي است. در واقع كاربر دقيقاً مشخص نموده كه به دنبال چيست و چه مي‌خواهد. و البته هدف او با هدف شما كه فروش بليط است، كاملاً همخواني دارد، پس اين كلمه ارزش بسيار بالايي براي شما دارد.

به عنوان يك قانون كلي، هرچه عبارت جستجو شده توسط كاربر دقيق‌تر باشد و هدف او بيشتر به هدف شما نزديك باشد، ارزش كلمه براي شما بيشتر است.

تعداد جستجوي كلمه در ماه (Search Volume)
ميزان جستجوي كلمات كليديهر كدام از كلمات كليدي كه قصد داريد تبليغ خود را روي آن فعال كنيد، در ماه توسط تعدادي كاربر جستجو مي‌شود. اينكه بدانيد كلمات كليدي شما چه ميزان در ماه جستجو مي‌شوند، به شما نشان مي‌دهد كه چه بازاري در انتظار شماست!

به عنوان مثال ممكن است كلمه‌اي مانند «بليط» 8000 بار در ماه جستجو شود. يعني حدوداً 8000 كاربر در ماه اين كلمه را در گوگل جستجو مي‌كنند. اين عدد نشان مي‌دهد كه بازار بليط، تعداد متقاضيان زيادي دارد و با حجم بالايي از مخاطبان سر و كار خواهيد داشت.

شما با استفاده از ابزارهايي كه ابتداي اين فصل معرفي كرديم، مي‌توانيد تعداد جستجوي كلمات كليدي مختلف را پيدا كنيد. (در نظر داشته باشيد كه عدد واقعي جستجو معمولاً 5 تا 10 برابر بيشتر از عددي است كه ابزارهاي تحقيق كلمات كليدي به شما مي‌دهند.)

طبيعتاً هرچقدر كلمات كليدي انتخابي شما هدفمندتر و طولاني‌تر باشند، تعداد جستجوي كمتري در ماه خواهند داشت. به عنوان مثال، قطعاً ميزان جستجوي عبارتي مانند «خريد اينترنتي بليط هواپيما» خيلي كمتر از كلمه «بليط» است.

ميزان رقابت هر كلمۀ كليدي (Keyword Competition)
در نهايت براي ما مهم است كه يك عبارت كليدي چقدر رقابت دارد. يعني اينكه چند نفر روي آن كلمه تبليغ دارند.

ميزان رقابت كلمات كليديهمانطور كه پيش از اين فهميديم، هر چقدر رقابت روي يك عبارت كليدي بيشتر باشد، هزينه ما هم بالاتر خواهد بود و كار دشوارتري در پيش خواهيم داشت. از آن طرف هر چقدر رقابت بر سر يك كلمه كمتر باشد، يعني تعداد افراد كمتري روي آن كلمه تبليغ دارند و در نتيجه كار ما راحت‌تر و هزينه ما كمتر خواهد بود.

البته گاهي هم پيش مي‌آيد كه در يك بازار، رقابت زيادي بر سر كلمات كليدي وجود داشته باشد. اما هزينه‌ها پايين باشد و برعكس، در يك بازار رقابت كم باشد اما قيمت كلمات خيلي بالا برود. دليل اين مسئله آن است كه قيمت كلمات بازار را ما و رقبا تعيين مي‌كنيم و گوگل هيچ قيمتي را از طرف خودش مشخص نكرده است. به عبارت ديگر، رفتار ما تبليغ‌دهندگان است كه قيمت كلمات را مشخص مي‌كند نه ميزان رقابت!

اين مورد را من شخصاً تجربه كرده‌ام. بازاري مثل فروش موبايل هرچند رقابت شديدي دارد، اما هزينه كلمات كليدي بسيار پايين است. چرا كه تبليغ‌دهندگان اين بازار، قيمت پاييني را براي كلمات كليدي خود پيشنهاد مي‌دهند.

در عوض، كلمات كسب و كاري مانند كارتن‌سازي، با اينكه رقابت بسيار كمي دارد، اما چند برابر كلمات موبايل است. چون افراد كمي كه در اين بازار وجود دارند، قيمت‌هاي بالايي را پيشنهاد داده‌اند.

معمولاً هرچقدر افراد يك بازار، آگاهي بيشتري نسبت به نحوه كار گوگل ادز داشته باشند، بازار ارزان‌تري خواهند داشت. اما بازاري كه تبليغ‌دهندگان آن آشنايي چنداني با گوگل ادز ندارند و اصرار دارند كه حتماً بايد در لينك 1 قرار بگيرند، معمولاً گران‌تر است.

مسئله بسيار مهم در اينجا اين است كه لينك 1 بودن، به تنهايي منجر به فروش و سود شما نمي‌شود. مهم اين است كه چه هزينه‌اي براي شما مي‌صرفد. به اين مساله خوب فكر كنيد. اينكه تبليغ شما در لينك 1 باشد و به ازاي هر كليك 2 درهم هزينه كنيد و در روز 5 ورودي بگيريد بهتر است يا اينكه تبليغ شما با 0.2 درهم پايين صفحه قرار بگيرد و در روز 50 ورودي؟! من شخصاً گزينه دوم را انتخاب مي‌كنم.

افزايش تعداد ورودي يا افزايش كيفيت ورودي؟
تا اينجا ابزارهاي مختلف براي پيدا كردن كلمات كليدي مناسب را به شما معرفي كرديم. سپس معيارهاي مختلف براي پيدا كردن كلمات كليدي مناسب را بررسي كرديم و فهميديم هر كلمه كليدي، تعدادي جستجو در ماه دارد. همچنين در مورد تفاوت ميان كلمات دقيق و هدفمند با كلمات كلي و عمومي‌تر بحث كرديم.افزايش تعداد ورودي يا افزايش كيفيت ورودي؟

حالا، مي‌خواهيم به يك سوال اساسي پاسخ دهيم. اينكه تعداد ورودي براي ما بهتر است يا هدفمند بودن كلمات؟

شايد كلمه‌اي مانند «بليط» جستجوي بسيار زيادي داشته باشد و ورودي‌هاي زيادي را به سايت شما بياورد، اما اين كلمه چه ميزان هدفمند است؟ چه تعداد از اين افراد به دنبال خريد بليط هستند؟ اصلاً چه تعداد به دنبال خريد بليط هواپيما هستند؟

در مقابل، كلمه‌اي مانند «خريد اينترنتي بليط هواپيما» را در نظر بگيريد. شايد تعداد جستجوي اين عبارت يك دهم كلمه «بليط» باشد، اما كاملاً هدفمند است. يعني كاربري كه اين كلمه را جستجو مي‌كند، دقيقاً مشخص كرده كه به دنبال چه چيزي است.

به عبارتي ديگر، همواره در تبليغات گوگل در نظر داشته باشيد كه در درجه اول، تعداد ورودي مهم نيست، بلكه مهم كيفيت ورودي‌هاست. بنابراين در انتخاب كلمات كليدي خود دقت داشته باشيد تا هزينه‌هاي شما كاملاً هدفمند باشند.بنابراين هرچند اين عبارت كليدي تعداد كمتري از كاربران را به سايت شما هدايت مي‌كند، اما هدفمندتر است و شانس شما براي فروش به اين كاربر بيشتر خواهد بود.

در نهايت همان‌گونه كه در شكل زير هم مشاهده مي‌كنيد، بهترين كلمات كليدي آنهايي هستند كه علاوه بر هدفمندي، به ميزان كافي جستجو شوند و در عين حال رقابت زيادي نداشته باشند.

نمودار بهترين كلمات كليدي تبليغات گوگليادتان نرود كه هرچند نمي‌شود هم خدا را خواست و هم خرما را، اما مي‌توان كلماتي را انتخاب كرد كه هم تا حدودي به خدا نزديك باشند و هم كمي شيرين همچون خرما!

در نهايت دقت داشته باشيد كه انتخاب كلمات به هدف شما از تبليغات هم بستگي دارد. گاهي ممكن است هدف شما تنها افزايش ترافيك سايت و برندينگ باشد. در اين صورت مي‌توانيد از كلمات عمومي‌تر نيز استفاده كنيد. اما در صورتي كه هدف شما صرفاً افزايش فروش است و تعداد ورودي اهميت چنداني براي‌تان ندارد، لازم است از هدفنمدترين كلمات كليدي استفاده نماييد.

هرچه كلمات كليدي شما هدفمندتر باشند، هزينه شما كمتر خواهد بود و نرخ تبديل كاربر به مشتري بيشتر است.

اين نكته را هم بخاطر داشته باشيد كه كلمات كليدي مناسب براي تبليغات گوگل با كلمات مناسب براي سئو و توليد محتوا تفاوت دارد. معمولاً در تبليغات گوگل تمركز اصلي بر فروش محور بودن كلمات است. در حالي‌كه در سئو و توليد محتوا، معمولاً ميزان جستجوي كلمات نقش تعيين كننده‌تري دارد.

آموزش انواع كلمات كليدي در گوگل ادز
در بخش قبلي به شما توضيح داديم كه انتخاب درست كلمات كليدي چقدر در بهينه بودن هزينه‌هاي شما تاثيرگذار است. اما مسئله به اينجا ختم نمي‌شود و خيلي جدي‌تر از اين حرف‌هاست! شما پس از آنكه كلمات كليدي خود را تحقيق و انتخاب كرديد، بايد نوع آن را هم در گوگل ادز مشخص نماييد.

منظور من از نوع كلمه كليدي ديگر چيست؟ نگران نباشيد، چيز پيچيده‌اي نيست. مطمئن هستم اگر ادامه اين بخش را مطالعه بفرماييد، كاملاً متوجه زير و بم كلمات كليدي در گوگل ادز خواهيد شد.

چند نوع كلمات كليدي در گوگل ادز داريم؟
يكي از رايج‌ترين اشتباهاتي كه افراد تازه‌كار در حين راه‌اندازي تبليغات گوگل مرتكب مي‌شوند، بي‌توجهي و استفاده نامناسب از انواع كلمات كليدي در گوگل ادز است.

مسئله خيلي ساده است. فرض كنيم شما كلمات كليدي خود را تحقيق و از ميان آنها بهترين‌ها را انتخاب كرده‌ايد. زماني كه مي‌خواهيد كمپين خود را راه‌اندازي كنيد، گوگل ادز از شما مي‌خواهد كه نوع هر كلمه را نيز مشخص نماييد. منظور گوگل از نوع كلمه چيست؟

خب، به طور كلي 4 نوع كلمه كليدي در گوگل ادز وجود دارد:

كلمات كليدي تطبيق گسترده (Broad Match)
كلمات كليدي تطبيق گسترده با كنترل‌گر (Broad Match with modifier)
كلمات كليدي تطبيق عبارتي (Phrase Match)
كلمات كليدي تطبيق دقيق (Exact Match)
در ادامه هر يك از اين كلمات را با يكديگر بررسي مي‌كنم و به شما خواهم گفت كه چرا استفاده درست از اين كلمات كليدي براي موفقيت كمپين شما اهميت زيادي دارد.

كلمات تطبيق گسترده (Broad Match)
از همين ابتدا بگويم كه اين نوع كلمه كليدي مي‌تواند براي شما دردسرساز شود! كلمات كليدي تطبيق گسترده نوعي از كلمات كليدي هستند كه مي‌توانند بيشترين ميزان ورودي را به سايت شما بياورند. اما فقط خدا مي‌داند چه ميزان از اين ورودي‌ها هدفمند هستند! چرا؟ در ادامه توضيح مي‌دهم.

فرض كنيم شما يك سايت فروش لباس داريد و پس از تحقيق كلمات كليدي، به اين نتيجه رسيديد كه عبارت «خريد كلاه زنانه» برايتان مناسب و هدفمند است. حالا چه اتفاقي مي‌افتد اگر نوع كلمه كليدي خود را تطبيق گسترده انتخاب كنيد؟ تبليغ شما براي كاربراني كه عبارات «خريد كلاه دخترانه»، «شال زنانه» يا «لباس زنانه» را جستجو مي‌كنند هم نمايش داده مي‌شود!

جالب‌تر آنكه حتي ممكن است تبليغ شما براي كلمه «كلاه برداري» هم نمايش داده شود! در واقع گوگل تبليغ شما را در هر عبارتي كه احساس كند مرتبط است نمايش خواهد داد.

كلمات كليدي تطبيق گستردهكلمات كليدي تطبيق گسترده همچون سياهچاله‌اي هستند كه مي‌توانند تبليغ شما را روي كلمات بي‌ربط نمايش بدهند و هزينه‌هاي شما را ببلعند!

به طور كلي، با انتخاب نوع تطبيق گسترده تبليغ شما در يكي از حالات زير به كاربران نمايش داده مي‌شود:

دقيقاً كلمه كليدي شما جستجو شود.
كلمات نزديك به كلمه كليدي شما جستجو شود.
كلمات مترادف و هم‌معنا با كلمه كليدي شما جستجو شود.
قبل، بعد و وسط كلمات كليدي شما كلمه ديگري قرار بگيرد.
توجه داشته باشيد كه نوع كلمات كليدي گوگل ادز به طور پيش‌فرض بر روي Broad Match تنظيم شده‌اند.

اما اصلاً چرا بايد اين نوع از كلمه را انتخاب كنيم؟ كلماتي كه تا اين حد بي‌ربط هستند چه كمكي به ما مي‌كنند؟ در يك كلام؛ بهتر است به كل از اين نوع كلمه كليدي استفاده نكنيد! تنها كاربردي كه اين نوع كلمه براي شما دارد، اين است كه كار شما را براي اضافه كردن كلمات كليدي راحت‌تر مي‌كند. زيرا ديگر نيازي به پيدا كردن كلمات مرتبط نخواهيد داشت. اما اين راحتي موقتي است! زيرا اگر كمپين شما روي اين نوع كلمات ادامه پيدا كند، چيزي جز هدر رفتن هزينه‌ها عايدتان نخواهد شد.

بنابراين هرچند كلمات كليدي تطبيق گسترده به شما كمك مي‌كنند تا به بيشترين تعداد مخاطب دست پيدا كنيد، اما از آنجايي كه بيشتر اين ترافيك، نامرتبط است، بازدهي چنداني برايتان نخواهد داشت و در اكثر موارد، تنها هزينه‌هاي شما را افزايش مي‌دهد.

البته اين مشكل هم راه حل دارد. همانطور كه شما مي‌توانيد به گوگل بگوييد تبليغ شما را روي چه كلماتي نمايش دهد، مي‌توانيد بگوييد كه آن را روي چه كلماتي نمايش ندهد!

به عبارتي ديگر، شما مي‌توانيد از كلمات كليدي منفي (Negative Keywords) استفاده كنيد. كلمات منفي به شما اجازه مي‌دهند تا كلمات نامرتبطي كه از طريق آنها ورودي مي‌گيردي را از تبليغ خود حذف كنيد. در قسمت بهينه‌سازي متن تبليغ بيشتر درباره اين كلمات توضيح خواهيم داد.

استفاده از نوع كلمه Broad Match براي شمايي كه هدفتان فقط افزايش فروش است، يعني آتش زدن هزينه!

در پايان لازم است بدانيد كه استفاده از اين كلمه هيچ علامتي در سيستم گوگل ادز ندارد. در واقع راه تشخيص اين نوع كلمه از ساير انواع كلمات اين است كه هيچ علامتي در دو طرف اين نوع كلمات وجود ندارد.

كلمات تطبيق گسترده با كنترلگر (Broad Match with modifier)
خب، با نوع كلمه كليدي گسترده در قسمت قبل آشنا شديد (و دانستيد كه استفاده از اين كلمه تا چه حدي مي‌تواند ويرانگر هزينه‌هاي شما باشد!). حالا برويم سراغ نوع دوم كلمات.

كلمات «تطبيق گسترده با كنترلگر» هم مانند كلمات تطبيق گسترده هستند، با اين تفاوت كه به شما كنترل بيشتري روي بازه كلمات ورودي مي‌دهند.

در اين نوع از كلمات، شما مي‌توانيد از گوگل بخواهيد زماني تبليغ شما را نمايش دهد كه در عبارت جستجو شده، حتماً بخشي از كلمه مورد نظر شما وجود داشته باشد.

كلمه كليدي گوگل ادز با تطبيق عبارتيبه عنوان مثال، فرض كنيم كلمه كليدي شما همان «خريد كلاه زنانه» باشد. شما مي‌توانيد نوع اين كلمه را تطبيق گسترده انتخاب كنيد، اما از گوگل بخواهيد تنها به اين شرط تبليغ شما را نمايش دهد كه در عبارت جستجوي گوگل حتماً كلمه «كلاه» وجود داشته باشد.

براي اين كار كافي است قبل از كلمه «كلاه» يك علامت + قرار دهيد. در واقع كلمه كليدي شما به اين صورت درمي‌آيد: خريد +كلاه زنانه.

در اين صورت، تبليغ شما مي‌تواند روي عبارت‌هايي مانند: «قيمت كلاه زنانه، خريد كلاه دخترانه و فروش كلاه برند» نمايش داده شود. دقت كنيد كه در همه عبارت‌هاي بالا، كلمه «كلاه» وجود دارد. زيرا قبل از آن علامت + را اضافه كرده‌ايم.

با اين كار شما مي‌توانيد كنترل بيشتري روي كلمات ورودي سايت خود داشته باشيد. اما همچنان احتمال دارد كه روي كلمات نامرتبط زيادي ورودي بگيريد. به همين دليل استفاده از اين نوع كلمات كليدي را هم چندان توصيه نمي‌كنم.

كلمات تطبيق عبارتي (Phrase Match)
تبليغ بر حسب عبارت، كنترل خوبي به شما مي‌دهد و مي‌توانيد روي كلمات هدفمندتري  ورودي بگيريد. در صورت انتخاب اين نوع از كلمه كليدي، تبليغ شما در يكي از حالات زير به كاربران نمايش داده مي‌شود:

كاربر دقيقاً كلمات كليدي شما را جستجو كند.
كاربر كلمات نزديك به كلمه شما را جستجو كند.
كاربر كلماتي قبل و بعد از كلمه كليدي شما اضافه كند.
به عنوان مثال، فرض كنيم كلمه كليدي شما «خريد دوچرخه» باشد. اگر نوع اين كلمه را تطبيق كلمه‌اي انتخاب كنيد، تبليغ شما روي كلماتي مانند خريد دوچرخه اصل، خريد دوپرخه و سايت خريد دوچرخه هم نمايش داده مي‌شود.

اين نوع از كلمات داخل كاراكتر "" قرار مي‌گيرند. براي مثال "خريد گوشي" به اين معني است كه اين عبارت تطبيق عبارتي است.

اين نكته مهم را در نظر داشته باشيد كه در اين حالت باز هم ممكن است روي كلمات نامرتبط ورودي بگيريد. به عنوان مثال، فرض كنيم كلمه كليدي شما «طراحي سايت» است. در اين حالت اگر كاربري عبارت «روش‌هاي طراحي سايت» را هم جستجو كند، مي‌تواند تبليغ شما را ببيند. در حاليكه اين كلمه چندان هدفمند و مناسب نيست و بعيد است منجر به فروش بشود.

اين نوع از كلمات نه به قدري گسترده و باز هستند كه نشود آنها را كنترل كرد و نه آنقدر هدفمند كه كنترل 100% روي ورودي‌ها داشته باشيم.

پس حواستان را خوب جمع كنيد تا روي كلمات كليدي غير مرتبط ورودي نگيريد. راه حل جلوگيري از اين ورودي‌هاي نامرتبط همان استفاده از كلمات منفي است كه در فصل بهينه‌سازي تبليغ كامل در مورد آن توضيح مي‌دهيم.

كلمات تطبيق دقيق (Exact Match)
كلمات كليدي تطبيق دقيق، محدودترين و كنترل شده‌ترين انواع كلمات كليدي در گوگل ادز هستند. اگر از اين كلمات كليدي استفاده كنيد، تبليغ شما تنها در صورتي به كاربران نمايش داده مي‌شود كه عبارت جستجوي آنها دقيقاً منطبق بر كلمه كليدي شما باشد.

براي مثال اگر كلمه كليدي مورد نظر شما «رزرو هتل» باشد، تبليغ شما فقط براي جستجوي «رزرو هتل» نمايش داده مي‌شود و براي جستجوهايي مانند «رزرو هتل ارزان» يا «بهترين هتل تهران» نمايش داده نخواهد شد. البته اگر كاربري كلمه «هتل رزرو» را جستجو كند هم مي‌تواند تبليغ شما را ببيند. زيرا از نظر گوگل (و البته كاربر)، «رزرو هتل» با «هتل رزرو» تفاوتي ندارد.

البته توجه داشته باشيد كه اگر از اين نوع كلمه استفاده كنيد، ترافيك ورودي به سايت شما كاهش مي‌يابد (كه در بحث تبليغات گوگل لزوماً چيز بدي نيست). اما در عوض، خيالتان راحت است كه دقيقاً روي كلمات كليدي هدفمند و درآمدزا ورودي مي‌گيريد. در واقع، كيفيت ورودي‌هاي شما افزايش پيدا مي‌كند. علاوه بر آن، هزينه‌هاي شما بهينه‌تر خواهد بود.

اين نوع كلمات داخل علامت [ ] قرار مي‌گيرند. به عنوان مثال [خريد دوربين] يعني عبارت خريد دوربين در حالت تطبيق دقيق قرار دارد.

كدام نوع از كلمات كليدي براي ما مناسب‌تر است؟
كدام نوع كلمات كليدي مناسب هستندخب، در قسمت قبل با انواع كلمات كليدي گوگل ادز آشنا شديم و ديديم كه انتخاب درست هر يك از اين كلمات چگونه مي‌تواند هزينه‌هاي شما را كاهش دهد. به خاطر داشته باشيد كه انتخاب نوع كلمه كليدي حكم انتخاب ميان مرگ و زندگي را براي كسب و كار شما دارد!كدام نوع از كلمات كليدي براي ما مناسب‌تر است؟

بارها ديده‌ايم كه برخي از مشتري‌ها توصيه‌هاي ما را قبول نكردند و تنها به خاطر اشتباه در انتخاب نوع كلمه كليدي، ميليون‌ها تومان از هزينه‌هاي خود را به هدر داده‌اند.

به عنوان مثال، يكي از تورهاي هواپيمايي كه نوع كلمات كليدي خودش را تطبيق گسترده انتخاب كرده بود، در عرض 1 هفته حدود 300 هزار تومان روي كلمه بليط اتوبوس هزينه كرد. كلمه‌اي كه به هيچ وجه هدفمند نيست و قطعاً هيچ فروشي روي آن حاصل نخواهد شد.

به صورت پيش‌فرض تمامي كلمات شما در حالت Broad Match قرار دارند. بنابراين حتماً پس از راه‌اندازي كمپين، نوع كلمات خود را تغيير دهيد.

اينكه كدام نوع از كلمات براي شما مناسب‌تر هستند، تا حدود زيادي به هدف شما از تبليغات بستگي دارد. اگر هدف اصلي شما صرفاً افزايش فروش محصولات و خدمات است، بهترين حالت استفاده از كلمات نوع تطبيق دقيق (exact match) است.

زيرا براي فروش، بايد مطمئن شويم كه روي هدفمندترين كلمات كليدي ورودي مي‌گيريم. همچنين اگر بودجه شما محدود است، بهتر است از اين نوع استفاده كنيد. در اين حالت نظارت بهتري بر هزينه‌هاي خود خواهيد داشت و مطمئن خواهيد بود كه تنها به ازاي كلمات كليدي محدود و هدفمند هزينه مي‌كنيد.

از سوي ديگر، در صورتيكه هدف شما بيشتر افزايش ترافيك و بازديدكننده سايت است، مي‌توانيد از انواع تطبيق كلمه‌اي (Phrase match) و حتي تطبيق گسترده (Broad match) استفاده نماييد. در اين حالت‌ها، تبليغات شما روي عبارت‌هاي بيشتري نمايش داده مي‌شود و ورودي‌هاي بيشتري دريافت مي‌كنيد. البته در اين صورت بهتر است توجه بيشتري به كمپين خود داشته باشيد و به صورت مداوم ورودي‌هاي خود را چك كنيد تا روي كلمات كليدي نامرتبط كليك نگيريد.

آيا مي‌توان يك كلمه را به چند نوع مختلف هدف گرفت؟
سوال ديگري كه ممكن است براي شما پيش آمده باشد اين است كه: آيا مي‌توانم همزمان براي يك كلمه كليدي از چند نوع متفاوت استفاده كنيم؟ بله مي‌توانيد. اجازه دهيد با يك مثال براي شما توضيح دهم.

فرض كنيم كلمه كليدي شما خريد ميوه باشد. شما مي‌توانيد همزمان از اين كلمه در حالت تطبيق دقيق يعني به صورت [خريد ميوه] و تطبيق كلمه‌اي يعني به صورت "خريد ميوه" استفاده كنيد.

حالا گوگل روي كداميك از اين كلمات تبليغ شما را نمايش مي‌دهد؟ اگر كاربر دقيقاً عبارت خريد ميوه را جستجو كند، گوگل تبليغ شما را روي [خريد ميوه] نمايش مي‌دهد. اما اگر عبارت خريد ميوه خشك را جستجو كند، گوگل تبليغ را روي كلمه "خريد ميوه" نمايش مي‌دهد (يعني اگر كاربر عبارت خريد ميوه خشك را جستجو كند و سپس با كليك روي تبليغ شما وارد سايت شود، در پنل گوگل ادز مشاهده مي‌كنيد كه "خريد ميوه" يك ورودي براي شما گرفته است).

اين نكته را هم به خاطر داشته باشيد كه شما هر زماني بخواهيد، اجازه داريد نوع كلمات كليدي خود را تغيير دهيد و براي تغيير آن هيچ محدوديتي نخواهيد داشت. تغيير نوع كلمات كليدي به سادگي در پنل گوگل ادز امكان‌پذير است.

در پايان از شما مي‌خواهم به جدول زير توجه داشته باشيد. در اين جدول سعي كرده‌ايم انواع كلمات كليدي را با مثال عبارت «كلاه زنانه» در كنار هم قرار دهيم تا بتوانيد به صورت يكجا همه كلمات را ببينيد و با هم مقايسه كنيد.

جدول انواع كلمات كليدي در تبليغات گوگلهمانطور كه در جدول بالا مشاهده مي‌فرماييد، كلمات تطبيق گسترده بيشترين ميزان ورودي و كمترين ميزان هدفمندي را دارند. كلمات تطبيق دقيق هم داراي كمترين ميزان ورودي و بيشترين ميزان هدفمندي هستند.

پس اگر هدف شما افزايش ترافيك و برندينگ باشد، مي‌توانيد از كلمات گسترده‌تر استفاده كنيد و هرچقدر هم بخواهيد به فروش نزديك‌تر شويد و هزينه‌هاي شما بهينه باشد، بايد نوع محدودتري از كلمات كليدي را انتخاب كنيد.

كلماتي هم كه در ميان تطبيق گسترده و تطبيق دقيق قرار دارند، مي‌توانند تركيبي از اهداف بالا را پوشش دهند. اين كلمات نه رومي روم هستند و نه زنگي زنگ! يكي يه نعل مي‌زنند و يكي به ميخ و كلي ضرب‌المثل جالب ديگر كه مي‌توان در اين شرايط استفاده كرد.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب
تاريخ : ۲۷ بهمن ۱۳۹۸ | ۰۸:۱۰:۰۶ | نویسنده : نگين حبيب زاده | نظرات (0)
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ]
.: Weblog Themes By Bigsite :.